همجنس گرایی

سلام امروز که بعد از چند وقت اومدم از همجنس گرایی از چند تا منبع مختلف براتون مطلب گذاشتم...امیدوارم بهره کافی را ببرید....اول از کتابی شروع میکنم که به نظر من یکی از بهترین کتاب هاست...کتاب جامعه شناسی از آنتونی گیدنز ترجمه منوچهر صبوری



                                          همجنس گرایی


همجنس خواهی در همه ی فرهنگها وجود دارد.با وجود این مفهوم شخص همجنس خواه  (homosexual person)-کسی که آشکارا از لحاط سلیقه جنسی اش از اکثریت جمعیت جدا گردیده-مفهوم نسبتا جدیدی است.پیش از قرن ۱۸ به نظر نمی رسد که این مفهوم وجود داشته است.عمل لوط توسط مقامات کلیسا و قانون محکوم گردیده بود؛در انگلیس و چندین کشور دیگر مجازات مرگ برای ان تعیین شده بود.اما لواط به طور اخص به عنوان یک تخلف همجنس خواهانه تعریف نگردیده بود.

این عمل به روابط  بین مردان و زنان و حیوانات بین خودشان تطبیق می کرد. اصطلاح همجنس خواهی (homosexuality)در دهه ی ۱۸۶۰ ابداع گردید، و از آن پس همجنس خواهان بیش از پیش به عنوان نوع جداگانه از افراد که دارای انحرافات جنسیشی بعد از این زمان آغاز     می گردد.

مجازات مرگ برای اعمال غیر طبیعی در ایلات متحده آمریکا پس از استقلال و در اروپا در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم لغو گردید، اما تقریبا چند دهه پیش در بریتانیا و تقریبا همه کشورهای دیگر غربی همجنس خواهی همچنان عملی تبهکارانه به شمار می رفت.
                       همجنس گرا و هم جنس باز

از آغاز خلقت تاکنون بحث روابط جنسی یکی از مقوله های مهم و جنجالی  در زندگی بشر بوده است. انسانها در طول قرنهای متمادی  تلاش کرده اند به شیوه های مختلف از روابط جنسی خود لذت ببرند یکی از نکات لذت بخش در زندگی انسانی روابط عاشقانه جنسی است.

تلاش نگارنده در این مقاله بر آنست تصویر واضحی در مورد همجنس گرائی و همجنس بازی ارائه دهد.

بحث همجنس گرائی " Homosexual" یکی از مقوله هائ است که ریشه در تاریخ بشریت دارد. این مسئله در جهان غرب پس از کش و قوس های فروان،مخالفت گسترده کلیسا ها و تثبیت حقوق شهروندی به نقطه خوبی رسیده است. ولی در سایر نقاط جهان هنوز نه تنها در این رابطه به صورت جدی بحث و گفتگوئی صورت نگرفته است بلکه با قدرت گرفتن حکومت های مذهبی در آسیا و افریقا این مسئله به مشکل بزرگی تبدیل شده است.بخاطر اعمال فشار از طرف جناح های مذهبی، طرفداران حقوق هم جنسگرایان بعضی اوقات به اشتباه می افتند و به حمایت از هم جنس بازان و یا به قول مردم بچه بازها دست می زنند.از انجائی که بحث پیرامون مسئله همجنس گرائی مردود شمرده میشود تاکنون کمتر کسی در رابطه با این مقوله مهم به یک بررسی علمی و هم جانبه دست زده است.در همین راستا تصمیم گرفته ام به عنوان یک کارشناس علوم اجتماعی و تربیتی یک بررسی جامع از این مسئله ارائه بدهم. بدان امید که دیگر دوستان نیز مرا در این راستا یاری رسانند.

اولا باید بدانیم که همجنس گرا به چه کسی می گویند و فرق آن با بچه باز و یا همجنس باز چیست.

همجنس گرا، داراى احساسات جنسى نسبت به جنس موافق(مرد با مرد و یا زن با زن) است و از این نوع روابط جنسی لذت می برد و تمایلی به رابطه جنسی با جنس مخالف خود ندارد. در مقابل این گرایش جنسی به فردی که به جنس دیگر گرایش داشته باشد دگرجنس‌گرا و به افرادی که هم به جنس دیگر و هم به همجنس خود تمایل دارند دوجنس‌گرا می‌گویند.

هم جنس باز یا بچه باز، به افرادی گفته می شود که برای ارضائ جنسی خویش از کودکان و جوانان و یا هم جنس های خود بدون اینکه طرف مقابل لذتی از رابطه جنسی ببرد استفاده می کند. به این قبیل افراد که عموما با افراد زیر 18 سال عمل جنسی انجام می دهند پدوفیل گفته می شود. 

در فرهنگ اسلامی نیز به ارتباط جنسی بین مردان «لواط» (برگرفته از نام لوط پیامبر قومی که به این کار مشهورند) و به ارتباط جنسی بین زنان «مساحقه» می‌گویند. در گویش مردم

افراد همجنس‌گرا مرد همجنس‌باز می گویند و این کلمه ریشه در فرهنگ مذهبی مردم و شیوه های ارضای جنسی هم جنس بازان دارد.

متاسفانه باید گفت که در جامعه ما به خاطر سرکوب تمام عیار و فقر فرهنگی تا به حال این مسئله از لحاظ اجتماعی توسط کنشگران اجتماعی مورد بررسی و تحقیق قرار نگرفته است.و هیچ کس نمی داند که چه تعداد هم جنسگرا و چه تعداد هم جنس باز در ایران داریم.

قبل از وارد شدن به بحث تفکیک این دو مقوله بهتر است به این بپردازیم در ایران ارتباطات جنسی چگونه است.

در جامعه ای که ارتباط دو جنس مخالف با هم جرم است، پس برقراری روابط جنسی هم جنس ها کاری آسان و بدون درد سر است.اما آیا این روابط همیشه با آزادی کامل و به دلخواه صورت می گیرد. در این رابطه باید بگویم نه.

در تمام لایه های جامعه از آخوند حوزه گرفته تا دانشجو و دانش آموز این ارتباط وجود دارد و خواهد داشت. اما در جاهائی که ارتباطات بسته و افراد در محیط بسته تری زندگی می کنند این روابط بیشتر وجود دارد. در زندانها، حوزه های دینی، و شهرهای مذهبی این مسئله حاد تر است. حتی در بین سازمانهای سیاسی و در بین زندانیان سیاسی هم این مسئله وجود داشته و دارد.اما آیا این روابط را می توان روابط برابر نماید و آن را برابر با روابط هم جنس گرایان که در غرب وجود دارد نامید؟

پاسخ من به این سوال خیر است.زیرا این نوع روابط جنسی بر مبنای دوستی و علاقه به هم جنس خود نیست. بلکه بخاطر عدم آزادی و در خفاء صورت می گیرد. بیش از 90 در صد افرادی که دارای قدرت بدنی بیشتر، قدرت سیاسی و مالی هستند به افراد زیر دست خود که از لحاظ عاطفی و جسمی توانائی دفاع از حریم شخصی خود ندارند تجاوز می کنند.در تمام شهرها و روستا های ایران همه ما هزاران نمونه از این نوع قربانیان داریم. در شهری که من زندگی کرده ام دهها نفر وجود داشت که مورد تجاوز قرار گرفته بودند و هیچ کدام به میل خود تن به این کار نداده بودند.فقط یک مرد بود که با رضایت خود و حتی با دادن پول به کسانی که برایش کار می کردند سعی می کرد که مسائل جنسی خود را حل نماید.اما صدها و هزاران نفر دیگر در ایران زندگی می کنند که توسط لاتها و چاقو کشان و یا در شرایطی قرار گرفته که توسط دوستان خودشان مورد تجاوز قرار گرفته بودند.در فرهنگ ایرانی هم اگر یک بار به فردی تجاوز شد، دیگران هم می خواهند نفر دوم باشند.و تازه هم جامعه و هم حکومت قربانی را به محاکمه می کشاند به همین خاطر هزاران انسان و جوان به خاطر آنکه بی آبرو نشود سالها تا زمانی که خود قدرت مقاومت نداشته باشد با تجاوز یک نفر به صورت پنهانی راضی می شود.

حال با این مقدمه می خواهم وارد اصل مطلب شوم.

آیا کسانی که برای ارضائ جنسی خود در محیط بسته ایران از این شیوه ها استفاده می کنند می توان به آنها لقب هم جنس گرا داد. باز هم پاسخ من به این سوال خیر است.

این افراد به خاطر اینکه از چشم ماموران حکومتی در آمان باشند و ماموران حکومتی به رابطه دو جنس موافق شکی نکند دست به این کار می زنند!ضمنا در این رابطه جنسی کمترین احساس دوستی و آزادی وجود ندارد.در رابطه ای که یک طرف فاعل و طرف دیگر همیشه مفعول است به نظرهم جنس گرایان اروپائی نمی تواند رابطه هم جنس گرا یانه به ان گفته شود بنا به تجربیات و گفته آنها خیلی به ندرت اتفاق می افتاد که رول فرد برای همیشه مشخص باشد.

من چند نمونه از این روابط که در بین پناهندگانی که از ایران خارج شده اند و خود قربانی این روابط بوده اند می پردازم.

یک مرد ایرانی متاهل در طول زندگی زناشوئی با یک پسر بچه ارتباط جنسی برقرار کرده بود. پسر جوان در مغازه او کار می کرده. مرد ایرانی بعد از سالها استفاده جنسی پسرک را با خودش به هلند می آورد. پسر بچه که دیگر جوان 20 ساله شده بود پس از یک سال اقامت در هلند دیگر راضی به ارتباط جنسی با آن مرد نمی شود. مرد با شیوه های مختلف او را مورد تجاوز قرار می دهد و در نهایت پسر جوان به پلیس داستان را می گوید.مرد همجس باز پسر جوان را که دیگر حاضر به رابطه با او نیست به قتل می رساند. به خاطر اینکه پسرجوان کسی را ندارد مرد متجاوز فقط به 4 سال زندان محکوم می شود و پس از 4 سال از زندان آزاد می شود.

یکی نمونه دیگر: یک جوان هم جنس گرا می گفت به خاطر خوشگل بودنم آنقدر در ایران مورد تجاوز قرار گرفتم که حال دچار مشکل و بحران شدید شده ام و نمی دانم که از چه خوشم می آید.

در ضمن به  یاد حرف دوستم افتادم که مسئول سازمان میراث فرهنگی ایران بود. او گفت یک دوست داشت ، اهل تبریز بود و پدرش در زمان شاه دوست داشت که او آخوند شود. او را به حوزه تبریز می برد که در آنجا درس بخواند. یک روز پسر جوان می رود تا از کتابخانه حوزه کتابی را بیاورد. وقتی وارد کتابخانه می شود صدای از حجره بغلی به گوشش می رسد. کنجکاو می شود و در را باز می کند. می بیند که مدیر حوزه یکی از طلبه ها را لخت کرده و دارد با او تجاوز می کند. پسر جوان پا به فرار می گذارد و داستان را به پدرش می گوید. پدرش دست او را می گیرد و او را به کلاس موسیقی می برد. او به جای که آخوند شود به

کار آهنگ سازی روی می آورد.

از این نوع تجاوزات در همه جا اتفاق افتاده و هر روز هم می افتد. اما این حرکت افراد را چه می شود نامید.

آیا می شود این اعمال را آزادی و هم جنس گرائی نامید؟

پس مرز هم جنس گرائی و بچه بازی کجاست؟

کنشگران اجتماعی خوب باید بدانند که هروقت یک نفر به صورت مداوم مورد تجاوز قرار بگیرد دچار مشکل بزرگ روانی و جنسی می شود. در خیلی از موارد فرد قربانی نمی داند که در چه دامی گرفتار شده است. دچار بحران جنسی می شود.

برای اینکه فرق هم جنس گرا و بچه باز و یا همجنس باز را در اروپا بدانیم خلاصه گفتگویم را با دو همجنس گرا هلند ی در اینجا می آورم.

یک نفر که بیش از 55سال داشت و مهندس بود تا دوسال قبل یک زندگی مشترک با زنش داشته بود او صاحب 3فرزند است اما دوسال پیش پس از سالها کشمکش با خودش که هیچ گونه میل به زنش و هیچ جنس مخالفی  نداشته بوده و تا 55 سالگی ادامه زندگی مشترکش را فقط به خاطر خانواده و محیط پیرموانش ادامه داده بوده، از همسرش خیلی دوستانه جدا می شود و با یک مرد زندگی جدیدی را آغاز می کند او می گوید در این دوسال بیشتر از تمام زندگیش لذت برده است.

نمونه دوم یک مرد 28ساله است.او از اول هیچ کششی با جنس مخاف نداشته است و همیشه حتی در دوران مدرسه به پسرها علاقه بیشتر داشته است تا دخترهای همکلاسیش. ولی تا 18سالگی از ترس خانواده این مسئله را با آنان در میان نمی گذارد. اما در 18 سالگی و مستقل شدن به رویای خود که زندگی با یک مرد است سامان می بخشد. او می گوید که رابطه جنسی برابر با دوست پسرش دارد و اینطور نیست که یکی فاعل و یکی مفعول باشد. آنان از هم لذت می برند.

اگر این گفته های دو نفر هلندی هم جنس گرا را باآنچه که در کشور ما اتقاق می افتد مقایسه کنیم ، بخصوص آخرین جنایتی در قزوین روی داده بود و یک قاضی به یک جوان 13 ساله تجاوز کرده بوددرمی یابیم که ما در کشورمان پدوفیل و هم جنس باز بیشتر داریم تا هم جنس گرا. هم جنسگرایان هر روز با یک نفر نیستند و رابطه غیر برابر ندارند . آنهائی که این کار را می کنند همان بچه باز ها و یا همجنس باز ها هستند که متاسفانه در کشور ما تعدادشان بیشتراز هم جنس گرایان است.  

ما نباید به خاطر دفاع از حقوق انسانی و آزادی، از متجاوزان دفاع نمائیم. اگر چه متاسفانه حکومت جمهوری اسلامی متجاوز و کسی که به او تجاوز شده جرم آنان را در یک کفه ترازو

قرار می دهد و هر دو را به طور مساوی مجرم می شناسد ولی ما باید سعی کنیم در این رابطه متجاوزان را رسوا و کسانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند مورد حمایت قرار دهیم.

همجنس گرایی یک نیاز طبیعی وجنسی بخشی از انسانهای جامعه اعم از مرد و زن است هرانسانی حاکمیت بر تن وروان، نیاز و عاطفه فردی خود را دارد.اما جامعه هم جنسگرایان ایرانی باید سعی کنند با دادن آگاهی، هم جنس بازان را رسوا نمایند و روشنفکران نیز باید بدانند که نادیده گرفتن حقوق همجنس گرایان و کاربرد خشونت برعلیه آنان یکی از سنتهای زشت فرهنگی ماست.نمی توان از اهمیت نفی خشونت در فرهنگ ایرانی سخن گفت اما در رابطه با خشونت برعلیه هم جنس گرایان سکوت کرد.

در قوانین ایران مجازات همجنس گرایی مرگ است و نوع مرگ را قاضی تعیین می کند(ماده ۱۴۱). این در حالی است که چند روز گذشته در همین جمهوری اسلامی قاضی فلاح در قزوین به یک پسر بچه 13 ساله تجاوز کرده بود.

حال ما باید این دو مقوله را از هم جدا سازیم و در جهت حمایت از هم جنسگرایان و مقابله با بیماران جنسی و یا پدوفیلی در ایران مبارزه نمائیم.هر فردی نمی تواند برای ارضای جنسی خویش، چون رژیم مخالف هم جنسگرا یان است، دست به هر تجاوزی بزند.به نظر من در ایران ما بیشتر هم جنس باز داریم تا هم جنس گرا وهمجنس گرایان ایرانی خود نیز قربانی این جنایت کاران شده اند. البته من از هم جنس گرایان زن ایرانی معذرت می خواهم که در رابطه با مشکل آنان چیز زیادی یاد آوری نکرده ام، چون در این رابطه اطلاعات بسیار کمی دارم.امیدوارم که خود آنان و یا کسانی که در این رابطه اطلاعات داردند به این مسئله بپردازند.

محمدرضا اسکندری

کارشناس اجتماعی هلند

mreskandari@gmail.com

 http://www.payieez.blogspot.com/

 

«این‌بار من با مرتضوی موافق هستم»


محمدرضا اسکندری
mreskandari@gmail.com

متاسفانه برخلاف دنیای مدرن که دولت‌ها برای آگاه کردن مردم ‌خود تلاش می‌کنند، در ایران کنونی بحث، تحقیق و مصاحبه در رابطه با مشکلات اجتماعی ازجمله مشکلات جنسی، ارتباط جنسی سالم، پرنوگرافی و باندهای مافیایی ‌سکس و هزاران مشکل ‌دیگر برای روزنامه‌نگاران و سایت‌های سیاسی و اجتماعی در ایران مساوی با بسته شدن و بیکار شدن کارمندان آن موسسات است.
در این راستا روزنامه‌ها و نشریه‌های داخل کشور در رابطه با مسائل مهم ‌جوانان و جامعه مانند ایدز، مافیای پرنوگرافی و تجاوزات خانوادگی که در هر جامعه وجود دارد، حق ندارند مطالبی را در این‌باره بنویسند و یا فکر می‌کنند که این خط قرمز حکومت برای مطبوعات و رسانهای جمعی است و یا روزنامه‌نگاران و روزنامه به خاطر این‌که از انتشار روزنامه و یا هفته‌نامه آن‌ها جلوگیری نشود، در این رابطه سکوت کرده‌اند.
سال‌ها‌ست که‌ مافیای پرنوگرافی ایرانی به تبلیغ سکس با کودکان و جوانان و سکس خانوادگی در ایران‌ دست زده، ولی تازه آقای دادستان تهران، سعید مرتضوی ‌بیدار شده است و در این رابطه به خبرگزاری فارس گفت که برای برخورد با فعالیت سایت‌های «الحادی و غیر‌اخلاقی» مجموعه‌ای در دادستانی تشکیل شده است که این سایت‌ها را ردیابی و با آن‌ها برخورد قانونی می‌کنند. وی گفته است: «برخورد با سایت‌های ضد دین و سایت‌های غیر‌اخلاقی در اولویت قرار دارد و قاطعانه با این سایت‌ها برخورد می‌کنیم.»
اگر چه آقای مرتضوی سابقه‌‌ی خوبی ‌در برخورد با اهل قلم و روزنانه‌نگاران کشورمان ندارد، اما باید روشنفکران به این مَثَل کردی توجه داشته باشند که بعضی اوقات در یک مزبله‌دانی ما شاهد روئیدن یک گل هم هستیم. منظور کردها از این ضرب‌المثل این است که هرچیز را نباید سیاه و سفید کنیم. به‌خاطر سابقه‌ی کارهای آقای مرتضوی، نباید با همه حرف‌های که او می‌گوید چشم بسته مخالف کرد و حرکت او برای مسدود کردن سایت‌های اینترنتی پورنوگرافی ‌و تعقیب سریع‌ عاملان آن به مخالفت پرداخت و دفاع از مافیای پورنوگرافی را نشان آزادی‌خواهی خود بدانیم.
هم‌وطنان و کنشگران اجتماعی، حال که دادستان تهران سر یکی از زخم‌های اجتماعی را باز کرده است، ما کنشگران اجتماعی و روزنامه‌نگار باید از این تاریخ به بعد تلاش کنیم که در رابطه با این مشکل و سایر مشکلات که تا به حال صحبت از آن‌ها تابو بود و از سوی حکومت به «تبلیغ‌ غیر‌اخلاقی و زیر سوال بردن نظام» بوده، بحث کنیم ‌و به این مشکلات بپردازیم.
به نظر نمی‌رسد که دولت ایران برنامه‌ی مشخص و کارآمدی علیه شیوع بیماری ایدز، آموزش جنسی سالم و اقدام علیه پورنوگرافی و سایر مسایلی ‌که برای یک جامعه سالم ضروری ‌است، داشته باشد.

دادستانی تهران از برخورد با سایت‌های پورنو خبر داده است
تا به حال هم مسوولان همانند کبک سرخود را در برف کرده‌اند و کنشگران اجتماعی و روزنامه‌نگاران کشور را که خواستار آگاه کردن جوانان و خانواده‌ها بوده‌اند، با حربه «تبلیغ ‌علیه نظام» خاموش نموده و این باور را تبلیغ کرده داشته است که در ایران هیچ حرکت غیر‌اخلاقی و غیر‌انسانی وجود ندارد و در جامعه‌ای ‌که این مشکلات را ندارد، نیازی نیست که در رابطه با این مسائل که مختص به دنیای کفر‌آمیز غرب است، بحث و گفت وگو شود‌.
در طول این سال‌ها تلاش خیلی از کنشگران اجتماعی در کشور برای آگاه کردن جوانان و مردم ایران در رابطه با شیوهای جلوگیری از زیاد شدن ایدز و دیگر مسائل اجتماعی، با مشت‌های آهنین جواب داده شده است.
آقای محمدعلی توفیقی، یکی از روزنامه‌نگاران داخل ایران هم معتقد است: «علت این مخالفت بی‌دلیل، خط قرمزهای عمدتاً سلیقه‌ای است که مبانی قانونی روشن و صریحی هم ندارند. به‌عنوان مثال اطلاع‌رسانی در مورد ایدز و روش‌های پیشگیری از آن، با این‌که ایدز یکی از معضلات اساسی جوامع مختلف از جمله ایران است، با مشکلات فراوانی ‌همراه است. چون عده‌ای می‌گویند سخن گفتن در این زمینه‌ها ممکن است قبح مسائل جنسی را در سنین پایین از بین برده و عملاً موجبات ترویج فساد اخلاقی فراهم شود.
چنین محدودیت‌هایی که عملاً تأثیری نیز تاکنون بر ترویج تقوا و حفظ سلامت جامعه نداشته‌اند، ناشی از نشناختن زمان و کوتاه‌بینی است و این‌گونه برخورد نمودن با پدیده‌های اجتماعی، مانند پاک کردن صورت مساله به‌جای حل آن است که در طولانی‌مدت بنیان‌های اساسی جامعه، مانند خانواده و سلامت را با تهدیدات جدی مواجه می‌نماید.‌»
در طول دو سال گذاشته من تلاش نمودم که روشنفکران، روزنامه‌نگاران و مددکاران اجتماعی را در داخل و خارج را به دامی که مافیای پرنوگرافی برای جوانان فارس زبان پهن کرده، به کمک بطلبم. متاسفانه خیلی‌ها با این تحلیل که حکومت ایران، از این مساله سو‌استفاده می‌کند، تا با این حربه آزادی محدود اینترنیتی در ایران را محدودتر نماید؛ از این حرکت استقبال نکردند و قربانیان را با این تحلیل، به امان خدا گذاشتند.
بار دیگر این را تاکید می‌کنم که خیلی از سایت‌های پورنوگرافی فارسی و هزاران وبلاگ پورنوگرافی با تبلیغ رابطه جنسی با اقوم درجه یک‌، رابطه جنسی با کودکان، نوجوانان وجوانان باعث شده اند که تمام نرم‌های جهانی را زیر پا بگذارند و ‌فضای اینترنتی ‌را برای جوانان و کودکانی که در فضای بسته ایران زندگی می‌کنند، نا‌امن نمایند و در این رابطه ‌‌موجب نگرانی خانواده‌ها شده‌اند.
آقای مرتضوی گفته است: «این سایت‌ها در آخرین اقدام فایل‌های تصویری از اعمال جنسی تهیه کرده و برای پخش در اینترنت ارسال کنند.»
این حرف مرتضوی درست است و همه ما در چند سال گذشته شاهد ‌حرکت این سایت‌ها و وبلاگ‌ها بوده‌ایم که با پخش فیلم‌های بعضی از بازیگران تلویزیون و سینمای ایران و هزاران زن، مرد، دختر و پسر گمنام، جیب‌های خود پر نموده‌اند.
شاید ما فقط قطره‌ای از این عملکرد مافیای پورنوگرافی ایرانی را دیده باشیم. اگر حرف‌های مرا قبول ندارید، فقط چند کلمه مانند سکس خانوادگی و یا داستان‌های سکسی را در جستجوگر کامپیوتر خود بنویسید تا خود شاهد این جنایت مافیای سکسی و پورنوگرافی پودوفیل‌های ایرنی باشید.
قوانین مربوط به پورنوگرافی‌ در جهان آزاد هم دارای قانونمندی خاص خود است. در هر کشوری‌ قوانین جهانی در این مورد رعایت می‌شود. مانند‌ این قانون که نمایش ‌پورنوگرافی، ‌به هرشکل برای کودکان و جوانان زیر ۱۸ سال ممنوع است و یا پخش فیلم‌ پورنوگرافی بدون اجازه افراد بزرگ‌سالی که در فیلم هستند، ممنوع و پخش کننده آن فیلم مجرم شناخته می‌شود. علاوه بر این اما دولت‌ها در مسایل جزیی دیگر خود تصمیم می‌گیرند که تا چه حد به این سایت‌ها و شرکت‌ها آزادی عمل داده شود.
پس حال که سایت‌ها و وبلاگ‌ها پورنوگرافی و داستان‌های سکسی ایرانی و فارسی‌ از خلای ندانستن زبان فارسی شرکت‌های اینترنیتی استفاده می‌کنند تا خط‌های قرمز جهانی را زیر پا بگذارند، چه راهی غیر از سازماندهی یک نیروی زبده دولتی مبارزه با این جنایتکاران اجتماعی باقی می‌ماند.
در هلند که من زندگی می‌کنم یک گروه در وزارات کشور و پلیس، شب و روز به شیوه‌های مختلف در تعقیب این افراد هستند و در این رابطه در سال تعداد زیادی از مردم هلند در این رابطه دستگیر و روانه زندان و یا جرمیه نقدی می‌شوند و یا سایت و وبلاگ آن‌ها برای همیشه بسته می‌شود.
وقتی که ما به خاطر این‌که آزادی اینترنتی در ایران محدودتر نشود، سعی می‌کردیم حرفی نزنیم و وقتی تا دیروز سران حکومت ایران حرف زدن را در این رابطه خلاف عرف اجتماعی حکومت اسلامی می‌دانست، حال باید ما خوشحال باشیم که حکومت تلاش دارد این افراد را زیر نظر داشته باشد.
البته شکی نیست ‌که ممکن است از این مساله استفاده شود تا در کنار آن بعضی از سایت‌ها خوب و مدنی را هم مسدود کنند، ولی وظیفه ما این است که در مقابل بسته شدن سایت‌هایی که ‌به مافیای پورنوگرافی و تبلیغ سکس با بچه‌ها‌، نوجوانان‌ و جوانان و سکس خانوادگی ربطی ندارند، بایستیم؛ در مقابل برای بستن و تعقیب مافیای سکس در ایران حامی این جنایتکاران نباشیم که طبق قوانین جهانی هم جنایتکار خوانده می‌شوند و اگر در اروپا هم باشند، محاکمه می شوند.
Share/Save/Bookmark

خبرهای مرتبط:
• «برخورد با سایت‌های مستهجن در ایران»
• تشکیل دادسرای ویژه جرایم رایانه‌ای در ایران

نظرهای خوانندگان

مطلقا با نظر شما مخالفم.
اولا در کشوری که مراسم خصوصی جشن تولد و عروسی مردم در خیابان خرید و فروش می شود و تفریح عده ای دیدن زنان و دختران در این گونه فیلم هاست، در کشوری که هر فرد مونثی که کنار خیابان در انتظار تاکسی است از نظر اکثریت مردان رهگذر موضوع تماشای جنسی است و از سوی مسافرکش ها برخوردی همچون یک فاحشه می بیند، در کشوری که همخوابگی با جنس مخالف خارج از ازدواج جرم تلقی می شود و زندان و شلاق و اعدام پاداش آن است، طبیعی ترین و بی ضررترین پاسخ جنس مذکر به نیازهای جنسی اش خودارضایی از طریق تماشای تصاویر اینترنتی است. باید دید چه جور قوانین و مقرراتی این ملت را به این درجه حقیر و خفیف کرده که به این حد سقوط کنند؟ به شما قول می دهم که بدتر از این هم خواهد شد. سی سال اعدام قاچاقچیان مواد مخدر و به «جزیره» فرستادن معتادان چیزی به جز این به بار نیاورده که ایران را به مقام نخست جهان در اعتیاد و مجازات اعدام (به نسبت جمعیت) برساند.
-- پیام ، Dec 14, 2008 
به نظر من با توجه به سیستم کنترول شدیدی که رژیم ایران بر شبکه اینترنت در داخل دارد،و همچنین با توجه به پیشرفته نبودن سیستمهای مورد استفاده برای عموم مردم در ایران، رژیم به راحتی می تواند سوداگران مذکور را ردیابی کند. اما تعجب این است که ما باور کنیم که حکومت از این کار ناتوان است.
-- شهلا ، Dec 14, 2008 
آقای اسکندری
فيلترينگ سايتهاي ايراني بيش از اينكه به سايتهاي غير اخلاقي بپردازد سايت ها و وبلاگ هاي سياسي و آزادي خواه را هدف گرفته است.اگر روزي شنيدي كه خود اينها سايتهاي غير اخلاقي را ساپورت مي كنند زياد تعجب نكن چون هر چه جوانان اين سرزمين به سكس و از سوي ديگر اعتياد و هر مشغوليت ديگري غير از سياست و فكر كردن مشغول باشند دوام اينها بيشتر خواهد بود.خدا نكند تو با آقاي مرتضوي موافق باشي چون فردا كه آمار سايتهاي بسته شده و مجازات شده شان را ببيني متوجه مي شوي كه نسبت سايتهاي آزاديخواه و بقول آقايان ضد دين مسدود شده و مجازات شده نسبت به سايت هاي پرونو هزار به يك است
-- لر بختیاری ، Dec 14, 2008 
جناب اسکندری،شما را نمیشناسم،تنها از روی نوشته دانستم که در ایران نیستید.بنا بر این نکاتی را به شما یادآوری میکنم،شاید تجدید نظر بفرمایید.اول اینکه از خود بپرسید چرا جناب مرتضوی سایتهای پورنوگرافی را در کنار سایتهای الحادی نام میبرد؟آیا این دو از یک جنس هستند؟آیا در کشورهای دیگر هم که به گفته شما پورنوگرافی محدودیت دارد،سایتهای الحادی هم محدودیت مشابه دارند؟توجه بفرمایید که ایشان با ظرافت این دو موضوع را کنار هم گذاشته و شما را به راحتی در دام تایید همزمان دومی انداخته است.
ثانیا اینکه حد و حدود پورنوگرافی ممنوعه کجاست؟ آیا آقای مرتضوی هم منظورشان تنها پورنوگرافی زیر سن قانونی و یا تجاوز گونه است؟یا باید از فردا منتظر باشیم که مثلا هادی خرسندی هم به جرم اشاعه پورن تحت تعقیب قرار گیرد.یا فلانی به خاطر یک شوخی بیضرر جنسی که با فلان رفیقش در وبلاگش کرده.تجربه به ما میگوید احتمال دومی بسیار بیشتر است.
ثالثا اینکه مجازات های مربوطه در بقیه دنیا کدامند؟آیا میدانید جناب مرتضوی به لایحه ای اشاره میکند که مجازات تا اعدام را برای متخلفین در نظر گرفته است؟آیا واقعا به قوانین جدیدی برای اعدام نیاز داریم؟
رابعا اینکه بر طبق تجربه جنابعالی گفته شدن کدام حرف از سوی مسئولین ،حق مشابهی برای شهروندان و رسانه ها ایجاد کرده است که این دومی باشد؟مگر نه اینکه همین حالا مسئولین در رده های مختلف در مورد مساله هسته ای و رابطه با آمریکا از زوایای مختلف سخن میگویند اما رسانه ها از وارد شدن به این مقولات منع شده اند؟کجای مساله را به فال نیک گرفته اید؟
این لیست را میتوان تا بندهای متعدد دیگر ادامه داد.منتظر پاسخی از شما خواهم بود
-- پویا ، Dec 14, 2008 
نویسنده از عبارت "البته ممکن است" برای احتمال بسته شدن سایت های غیر مرتبط با پورنوگرافی به این جرم استفاده کرده است، در حالی که همه شاهدیم که بحث فیلترینگ اولین بار اصلا با اسم فیلتر کردن این سایت ها وارد ادبیات قوه قضاییه شد و سپس به سایت هایی که نظریاتی متفاوت یا مخالف داشتند تعمیم داده شد.
به همین ترتیب، در ایران خط قرمزها جایی بسیار احمقانه تر از سکس خانوادگی قرار دارند: یک نفر اگر به عشق بازی در روابط عاشقانه اش اشاره کند در وبلاگش ممکن است تخته بشود.
به علاوه ی تمام این ها، به عنوان یک فرد نظرم این است که چه در ایران، چه در جهان، سن دانستن مسائل جنسی زمانی است که کودکان بخواهند بدانند. به جای این که به مرتضوی "دمت گرم" بگویید، باید تابوهایی که موجب می شوند در خانواده ها این مسائل مطرح نشود را بشکنید. نیت و هدف مرتضوی جز این است که شما بیان کرده اید.
-- یکی ، Dec 14, 2008 
راه حل فیلترینگ نیست!
-- فرزاد ، Dec 15, 2008 
با نظر پیام موافقم
-- تمام ، Dec 15, 2008 
این بار من با نظر پیام موافقم!
-- تمام ، Dec 15, 2008 
دوستان گرامی، من با اسکندری و نوشته هاش اشنا هستم وی در این رابطه دو مطلب دیگر هم دارد. وی خواسته است که ما به این مسئله آگاه باشیم که خیلی ها از آب گل آلود ماهی می گیرند. در نوشته وی خوب می شود دید که حکومت جمهوری اسلامی در کنار این مسئله سایتهای دیگر را هم فیلتر می کند مگر این چیز تازه ای است. لب مطلب به نظر من این است که ما نگذاریم تباهکاران و مافیای پورنگرافی کشور را مانند آنچه در رابطه با مواد مخدر کردند بکند. چون عواقب این اگر کمتر نباشد بیشتر خواهد بود.
-- شوان/کردستان ، Dec 15, 2008 
اول اینکه این اقدام علیه سایت های غیر دینی، مخالف و منتقد سیاسی و سکسی چیز جدیدی نیست. شما که خارج از کشور هستی خبر نداری. در ایران همه این سایت ها مدتی پس از شروع فعالیت شناسایی و آدرس شان فیلتر می شود. این جدا از فیلترینگی است که روی کلمات "مستهجن" در موتورهای جستجو و خط آدرس سایت ها اعمال می شود.
دوم اینکه این گُلی در کنار زباله نیست. این جزئی از همان سیستم است(شاید همه سیستم گُل باشد. اما می خواهم بگویم این قضیه جدا از کل سیستم نیست). از یک طرف تشنگی ایجاد می کند و از طرفی آب سالم در اختیار نمی دهد. این سیستم فقط به فلج شدن سیستم عقلانی و شرافتمندانه در زندگی افراد جامعه منجر می شود.
سوم اینکه من هنوز در سایت های ایرانی سوء استفاده از کودکان را ندیده ام. البته مواردی مانند پخش فیلم های خصوصی افراد وجود دارد. اما این ها هم فقط مربوط به اینترنت نیست. در خیابان ها و کلوپ های ویدیویی اینگونه فیلم ها با کیفیت و کمیت بیشتری پخش می شود.

و آخر اینکه رواج پورن های خانوادگی یا دیگر موارد غیر عرفی و اخلاقی، نتیجه ی یک فرایند و سیستم است. شما باید علت را بیابی. باید دریافت چرا مردم ایران دارند از اخلاق و شرافت و انسانیت فاصله می گیرند. وقتی شما برای یک لقمه نان مجبور می شوی در طول روز جلوی هزار نفر خم شوی و هزار جور دروغ بگویی دیگر شرافت و اخلاقی برایت باقی نمی ماند. وقتی مجبور هستی برای ارضا امیال غریزی خطر شلاق و ایدز را بپذیری دیگر عقل و خِرَدی باقی نمی ماند. بگذریم! از این سخنان زیاد است.
چنین اقداماتی تنها سطح رویی و نتایج فرایند را هدف قرار می دهند. و این چندان کارکردی ندارد جز یک پوشش موقتی که فقط فهم لایه های زیرین را برای کارشناسان مشکل تر می کند و به این شکل ارائه راه درمان را مختل می سازد.
تمام این ها که گفتم به معنای موافقت یا مخالفت من با این اقدامات نیست. بلکه خواستم به موضوع دقیق تر نگاه کنیم. اما هر وقت صحبت از اینترنت در ایران هست یک نکته هم فراموش نشود. سرعت اینترنت در ایران چنان پایین است که اصلن بهتر است بگوییم: ایران هنوز به شبکه جهانی وب متصل نشده است.
-- ماني جاويد ، Dec 15, 2008 
تمام حرف های مانی درست غیر از یک مسئله.
هزاران وبلاگ داستان سکسی و هزاران وبلاگ و سایت ایرانی که عکسها و فیلم های جوانان و نوجوانان را پخش می کند وجود دارد که با نامهای مختلف که طبق قوانین جهانی کار آنها ممنوع است در فضای اینترنیتی کار می کنند . فقط به این دلیل که ما چون با رژیم جمهوری اسلامی مخالفیم در جهت بسته شدن آنها اقدام نکرده ایم
من یک سئوال از همه شما دارم ایا شما وقتی با این سایت ها که سکس خانوادگی و سکس با بچه در داستانهایش تبلغ می کند چه برخوردی کرده اید. آیا به مرکز جهانی و یا به سرور و جای که به آن سایت ها و وبلاگ ها فضا می دهد گزارش کرده اید؟
این مسئله رابطی به حکومت ندارد این کار جرم است و باید این سایت و وبلاگ ها بسته شوند.
این سایتها و وبلاگ ها فرق دارد با سایت های پرنو که زیر نظر هستند و طبق اصول دنیای آزاد کار می کنند.
هر گردی گردو نیست
-- شوان/کردستان ، Dec 15, 2008 
دوست و برادر گرامی، جناب آقای اسکندری!
اگر شما و همکارانتان در ایران تشریف داشتید، در میان اولین نفراتی می‌بودید که بر اساس همین قانون دستگیر و به عنوان مفسد فی العرض معرفی میشدید. حالا نمیدانم چه شده است که شما این بار با نظرات این ... موافق شده‌اید.
دور از شان شما و رسانه رادیو زمانه است.
-- آرش ، Dec 15, 2008 
من گفته ام: "من هنوز در سایت های ایرانی سوء استفاده از کودکان را ندیده ام."
"شوان/کردستان " گفته:
"تمام حرف های مانی درست غیر از یک مسئله... هزاران وبلاگ و سایت ایرانی که عکسها و فیلم های جوانان و نوجوانان را پخش می کند وجود دارد "
اول اینکه "جوانان" با "نوجوانان" فرق دارد. دوم اینکه من گفته ام "کودکان" (نه جوان و نوجوان) و سوم اینکه شما ده تا از این "هزاران" سایت ایرانی را معرفی کنید. منظورم سایت های ایرنی است که حاوی تصاویر پورن و سکسی ِ سوء استفاده جنسی از کودکان ایرانی باشد؛ بعد بگویید مانی اشتباه گفته. مشخص است که در این سایت ها ایرانیان باید تولید کننده محتوا باشند. وگرنه اگر تولید کننده خارجی باشد و ایرانیان فقط مصرف کننده باشند (لینک دانلود فایل های خارجی را قرار داده باشند) باز هم چندان نقض صحبت من نیست.
-- ماني جاويد ، Dec 15, 2008 
یا سلام، هر چند معتقدم آقای اسکندری تا حدودی درست می گویند ولی باید توجه کرد که چه چیزی به چه چیز دیگر می چربد، بسته شدن مثلا 10 سایت با وبلاگ پورنو از لحاظ قوانین بین المللی مجرم یا بسته شدن هزاران وبلاگ و سایت که به قول دوستان شاید فقط یک متلک خودمانی یا یک تجربه عاشقانه را نوشته باشند! در ضمن مادامی سخنان آقای اسکندری درست است که ما قانونا سایتهای پورنو مجاز را در اختیار داشته باشیم آنوقت آن سایتهای پورنو غیر قانونی بسته شوند نه اینکه خشک و تر با هم بسوزند، بنابر این به نظر من این حرکت فقط اوضاع را خرابتر می کند وبه هیچ وجه گویای باز شدن شرایط برای گفتگو در این زمینه در جامعه نمی باشد.
-- پراو - کرماشان (کرمانشاه!) ، Dec 31, 2008 
آقاي اسكندري گل و گلاب
اين روييدن گل در مزبله نيست اين شنيدن حرفي بودار از زبان دشمن ازادي يست .پس قطعا اين حرف درست شايسته طرفداري نيست زيرا در پس آن هدفي كاملا مستبدانه و نه خيرخواهانه مشهود است.قربونت برم
-- اكبر ، Jan 10, 2009 
رادیو زمانه
  • اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان قسمت آخر

    • 9
    کوردانه: طاهره خرمی: بیندگان و شنوندگان کوردانه، برنامه اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان در سه قسمت تهیه شده است. حال توجه شما را به آخرین  قسمت این برنامه جلب می کنیم. تا ریژاو دیگری بدرود
  • اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان قسمت دوم

    اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان قسمت دوم


    کوردانه: طاهره خرمی: بیندگان و شنوندگان کوردانه، برنامه اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان در سه قسمت تهیه شده است. حال توجه شما را به دومین  قسمت این برنامه جلب می کنیم.
  • اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان قسمت اول

    اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان قسمت اول


    کوردانه: طاهره خرمی: بیندگان و شنوندگان کوردانه، برنامه اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان در سه قسمت تهیه شده است. حال توجه شما را به اولین قسمت این برنامه جلب می کنیم.
  • اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان

    اردوی تابستانی ریژاو 2015 آلمان


    کوردانه: در اینده نزدیک شما می توانید روزها و شب های شاد و بیاد ماندنی اردو کوردهای جنوب روژهلات کوردستان(کوردستان ایران) را در کوردانه نگاه کنید. در این ایام زیبا و فراموش نشدنی , نوای دلنشین ساز و آواز و نغمه های شیرین و متنوع موسیقی میهنمان ( کردی , لری, فارسی آذری و جنوبی و ..) همگان را به وجد آورده و هر روز تا پاسی از شب رقص و پایکوبی و شادمانی ادامه داشت 
    حضور هنرمندان گرامی آقایان فریبرز کرمی , شاهپور نیاکان و مسعود محمدی بسیار عالی و تاثیر گذار بود .
استاد علی خلیلیان ستاره درخشان آسمان باستان شناسی ایران

استاد علی خلیلیان ستاره درخشان آسمان باستان شناسی ایران


کوردانه: محمدرضا اسکندری:برای شناخت استاد علی خلیلیان باستان شناسی که در طول عمر خویش تلاش بسیار نمود تا فرهنگ و تمدن ملتهای ایران را از زیر خروارها خاک بیرون آورد با خالو یدی بلدی که در دوران دانشجوی و بعد از ان سالها با استاد خلیلیان بوده است، مصاحبه ای داشته ایم که توجه شما را به این مصاحبه جلب می کنیم.



  • مصاحبه با فریبرز کرمی هنرمند قصرشیرنی قسمت دوم

    مصاحبه با فریبرز کرمی هنرمند قصرشیرنی قسمت دوم


    کوردانه: طاهره خرمی: فریبرز کرمی هنرمند خوش صدای قصری، نوازنده تار و تمبور است. وی در کشور سوئد زندگی می کند و در آن کشور مشغول به تدرس موسیقی می باشد. توجه شما را به قسمت دوم مصاحبه با وی جلب می کنیم
  • مصاحبه با فریبرز کرمی هنرمند قصرشیرنی قسمت اول

    مصاحبه با فریبرز کرمی هنرمند قصرشیرنی قسمت اول


    کوردانه: طاهره خرمی: فریبرز کرمی هنرمند خوش صدای قصری، نوازنده تار و تمبور است. وی در کشور سوئد زندگی می کند و در آن کشور مشغول به تدرس موسیقی می باشد. توجه شما را به قسمت اول مصاحبه با وی جلب می کنیم